شعر

شعر

توسط سارا
2 دنبال کننده91 آهنگ (17:08:32)
#عنوان
1
09:30
2
در وصالت چرا بیاموزم - احمد شاملو
در وصالت چرا بیاموزم
پیشواز ایرانسل
01:53
3
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من - احمد شاملو
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
پیشواز ایرانسل
03:14
4
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن - احمد شاملو
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
پیشواز ایرانسل
02:04
5
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن - احمد شاملو
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
پیشواز ایرانسل
02:44
6
شد زغمت خانه سودا دلم - احمد شاملو
شد زغمت خانه سودا دلم
پیشواز ایرانسل
02:40
7
تصنیف《مجنونِ رُسوا》؛ شعر از وحیدرضا بوربور - گروه موسیقی نغمه گردان
تصنیف《مجنونِ رُسوا》؛ شعر از وحیدرضا بوربور
04:49
8
سخنی دربارهی فردوسی و شاهنامه - محمد جعفر محجوب
سخنی دربارهی فردوسی و شاهنامه
30:47
9
داستان کیومرث، هوشنگ و طهمورث - محمد جعفر محجوب
داستان کیومرث، هوشنگ و طهمورث
29:28
10
پادشاهی جمشید و شرح آن در شاهنامه و اوستا - محمد جعفر محجوب
پادشاهی جمشید و شرح آن در شاهنامه و اوستا
30:55
11
30:25
12
قیام کاوهی آهنگر، سقوط ضحاک، پادشاهی فریدون، ... - محمد جعفر محجوب
قیام کاوهی آهنگر، سقوط ضحاک، پادشاهی فریدون، ...
30:31
13
پایان بخش اساطیری و آغاز بخش حماسی شاهنامه، ... - محمد جعفر محجوب
پایان بخش اساطیری و آغاز بخش حماسی شاهنامه، ...
30:43
14
داستان زال و رودابه، دیدار زال و رودابه، نامهی زال به پدر ... - محمد جعفر محجوب
داستان زال و رودابه، دیدار زال و رودابه، نامهی زال به پدر ...
30:41
15
داستان زال و رودابه آگاه شدن منوچهر شاه و مهراب شاه کابلی ... - محمد جعفر محجوب
داستان زال و رودابه آگاه شدن منوچهر شاه و مهراب شاه کابلی ...
30:20
16
زاده شدن رستم، پادشاهی نوذر، لشگرکشی افراسیاب به ایران، ... - محمد جعفر محجوب
زاده شدن رستم، پادشاهی نوذر، لشگرکشی افراسیاب به ایران، ...
30:20
17
اشاره ای به داستان های شاهنامه، پادشاهی کاووس و رفتن او به مازندران، ... - محمد جعفر محجوب
اشاره ای به داستان های شاهنامه، پادشاهی کاووس و رفتن او به مازندران، ...
30:06
18
اشاره ای به مازندران، هفت خان رستم - محمد جعفر محجوب
اشاره ای به مازندران، هفت خان رستم
30:38
19
نبرد کاووس با شاه هاماوران و ازدواج با دختر او (سودابه)، ... - محمد جعفر محجوب
نبرد کاووس با شاه هاماوران و ازدواج با دختر او (سودابه)، ...
30:42
20
اظهار عشق سودابه به سیاوش و دسیسه چینی او، ... - محمد جعفر محجوب
اظهار عشق سودابه به سیاوش و دسیسه چینی او، ...
30:44
21
مخالفت کاووس با صلح و آشتی با افراسیاب، ... - محمد جعفر محجوب
مخالفت کاووس با صلح و آشتی با افراسیاب، ...
30:41
22
ازدواج سیاوش با جریره و فرنگیس، فتنه انگیزی و دسیسه چینی گرسیوز ... - محمد جعفر محجوب
ازدواج سیاوش با جریره و فرنگیس، فتنه انگیزی و دسیسه چینی گرسیوز ...
30:52
23
کشته شدن سیاوش، سخنی دربارهی روایت های گوناگون داستان سیاوش - محمد جعفر محجوب
کشته شدن سیاوش، سخنی دربارهی روایت های گوناگون داستان سیاوش
30:29
24
سخنی دیگر دربارهی منابع شاهنامه - محمد جعفر محجوب
سخنی دیگر دربارهی منابع شاهنامه
25:58
25
داستان رستم و اسفندیار - محمد جعفر محجوب
25:54
26
گفت و گوی اسفندیار با مادر (کتایون) و - محمد جعفر محجوب
گفت و گوی اسفندیار با مادر (کتایون) و
25:25
27
مموریت یافتن اسفندیار برای رفتن به زابلستان - محمد جعفر محجوب
مموریت یافتن اسفندیار برای رفتن به زابلستان
25:29
28
سخنی دربارهی رویین تنی اسفندیار - محمد جعفر محجوب
سخنی دربارهی رویین تنی اسفندیار
28:28
29
دیدار بهمن با رستم و رساندن پیام - محمد جعفر محجوب
دیدار بهمن با رستم و رساندن پیام
28:24
30
نخستین دیدار رستم و اسفندیار در کنار رود هیرمند - محمد جعفر محجوب
نخستین دیدار رستم و اسفندیار در کنار رود هیرمند
26:30
31
رجز خوانی و فخر فروشی های رستم و اسفندیار - محمد جعفر محجوب
رجز خوانی و فخر فروشی های رستم و اسفندیار
24:20
32
گستاخی اسفندیار و خویشتن داری رستم - محمد جعفر محجوب
گستاخی اسفندیار و خویشتن داری رستم
26:36
33
سیتزه جویی اسفندیار و اصرار او برای نبرد با رستم - محمد جعفر محجوب
سیتزه جویی اسفندیار و اصرار او برای نبرد با رستم
24:20
34
نخستین نبرد رستم با اسفندیار، درگیری سپاه زواره - محمد جعفر محجوب
نخستین نبرد رستم با اسفندیار، درگیری سپاه زواره
26:30
35
سخنی دربارهی وعدههای گشتاسب به اسفندیار - محمد جعفر محجوب
سخنی دربارهی وعدههای گشتاسب به اسفندیار
27:17
36
26:27
37
راهنمایی سیمرغ رستم را به استفاده از تیر درخت گز - محمد جعفر محجوب
راهنمایی سیمرغ رستم را به استفاده از تیر درخت گز
27:21
38
سخنی دیگر دربارهی رویین تنی - محمد جعفر محجوب
سخنی دیگر دربارهی رویین تنی
25:23
39
وصیت اسفندیار به رستم و پشوتن - محمد جعفر محجوب
وصیت اسفندیار به رستم و پشوتن
25:23
40
یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته... - خسرو شکیبایی
یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته...
01:30
41
یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست که... - خسرو شکیبایی
یکی از وزرا پیش ذوالنون مصری رفت و همت خواست که...
01:19
42
غافلی را شنیدم که خانه ی رعیب خراب کردی تا خزانه ی سلطان آباد کند... - خسرو شکیبایی
غافلی را شنیدم که خانه ی رعیب خراب کردی تا خزانه ی سلطان آباد کند...
02:30
43
کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند... - خسرو شکیبایی
کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند...
02:07
44
صاحب دلی را گفتند: بدین خوبی که خورشید است، نشنیده ایم که... - خسرو شکیبایی
صاحب دلی را گفتند: بدین خوبی که خورشید است، نشنیده ایم که...
01:59
45
بازرگانی را شنیدم که صدوپنجاه شتر بار داشت و چهل بنده ی خدمتکار... - خسرو شکیبایی
بازرگانی را شنیدم که صدوپنجاه شتر بار داشت و چهل بنده ی خدمتکار...
02:44
46
یکی از صاحب دلان زورآزمایی را دید که به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته... - خسرو شکیبایی
یکی از صاحب دلان زورآزمایی را دید که به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته...
01:53
47
ظالمی را حکایت کنند که هیزم رنجوران خریدی به حیف و به توانگران دادی گران... - خسرو شکیبایی
ظالمی را حکایت کنند که هیزم رنجوران خریدی به حیف و به توانگران دادی گران...
02:22
48
مستجاب الدعوه ای در بغداد پدید آمد... - خسرو شکیبایی
مستجاب الدعوه ای در بغداد پدید آمد...
01:17
49
موسی علیه السلام فقیری را دید از برهنگی به ریگ اندر شده... - خسرو شکیبایی
موسی علیه السلام فقیری را دید از برهنگی به ریگ اندر شده...
02:25
50
با جمعی از دانشمندان در مسجد جامع دمشق بحث همی کردیم که... - خسرو شکیبایی
با جمعی از دانشمندان در مسجد جامع دمشق بحث همی کردیم که...
03:21
51
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست... - خسرو شکیبایی
پادشاهی با غلامی عجمی در کشتی نشست...
04:11
52
دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی... - خسرو شکیبایی
دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی...
04:10
53
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند... - خسرو شکیبایی
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند...
01:01
54
سالی از بلخ بامیان ام سفر بود و راه از حرامیان پر خطر بود... - خسرو شکیبایی
سالی از بلخ بامیان ام سفر بود و راه از حرامیان پر خطر بود...
02:52
55
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت... - خسرو شکیبایی
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت...
00:38
56
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد... - خسرو شکیبایی
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد...
01:49
57
آوردند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود... - خسرو شکیبایی
آوردند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود...
01:22
58
با طایفه ی بزرگان به کشتی در نشسته بودم... - خسرو شکیبایی
با طایفه ی بزرگان به کشتی در نشسته بودم...
01:48
59
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد... - خسرو شکیبایی
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد...
01:01
60
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد... - خسرو شکیبایی
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد...
01:08
61
فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می سوخت... - خسرو شکیبایی
فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می سوخت...
01:23
62
گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند... - خسرو شکیبایی
گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند...
01:36
63
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید... - خسرو شکیبایی
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید...
01:10
64
حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای... - خسرو شکیبایی
حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای...
01:15
65
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید... - خسرو شکیبایی
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید...
01:55
66
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال... - خسرو شکیبایی
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال...
01:12
67
مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کرم... - خسرو شکیبایی
مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کرم...
02:49
68
مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست... - خسرو شکیبایی
مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست...
01:28
69
مردی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی... - خسرو شکیبایی
مردی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی...
00:54
70
مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت... - خسرو شکیبایی
مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت...
01:52
71
نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت... - خسرو شکیبایی
نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت...
01:48
72
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده... - خسرو شکیبایی
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده...
01:10
73
پادشاهی که به کشتن اسیری اشارت کرد... - خسرو شکیبایی
پادشاهی که به کشتن اسیری اشارت کرد...
02:27
74
پادشاهی را مهمی پیش آمد. گفت... - خسرو شکیبایی
پادشاهی را مهمی پیش آمد. گفت...
01:44
75
پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که... - خسرو شکیبایی
پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که...
01:52
76
پارسا زاده ای را نعمت بی کران از ترکه ی عمان به دست افتاد... - خسرو شکیبایی
پارسا زاده ای را نعمت بی کران از ترکه ی عمان به دست افتاد...
02:58
77
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است... - خسرو شکیبایی
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است...
00:48
78
روزی به غرور جوانی سخت رانده و شبانگه به پای کریوه ای سست مانده بودم... - خسرو شکیبایی
روزی به غرور جوانی سخت رانده و شبانگه به پای کریوه ای سست مانده بودم...
01:25
79
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد... - خسرو شکیبایی
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد...
01:37
80
صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد... - خسرو شکیبایی
صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد...
01:35
81
شخصی مهمان پادشاه بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که عادت او بود... - خسرو شکیبایی
شخصی مهمان پادشاه بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که عادت او بود...
01:31
82
توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با مسکین بچه ای مناظره در پیوسته... - خسرو شکیبایی
توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با مسکین بچه ای مناظره در پیوسته...
01:27
83
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست... - خسرو شکیبایی
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست...
01:10
84
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز... - خسرو شکیبایی
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز...
01:37
85
یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد... - خسرو شکیبایی
یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد...
01:12
86
یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند... - خسرو شکیبایی
یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند...
01:01
87
یکی از حکما را شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر... - خسرو شکیبایی
یکی از حکما را شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر...
01:02
88
یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت حضرت محمد مصطفی... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت حضرت محمد مصطفی...
02:13
89
یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده...
01:23
90
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عادت ها کدام فاضل تر است... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عادت ها کدام فاضل تر است...
00:48
91
یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که...
03:42
0 از 5 (از مجموع 0 امتیاز)
نظرات

شما اولین نظر را بنویسید.

ورود / ثبت نام