

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
A
متن ترانه Your Rain
Rain is falling
Telling about those thirsty lips
And about those wounded cheeks
That were kissed by stones and sticks
Rain is falling
Telling about a lonely sun
And about a broken moon
Who was raised on the tips of spears
As I walk in the streets
The rain soaks me with your stories
It washes my eyes and now I can
See your memories
As I walk, your scent fills the air
And I hear your steps grow near
And between raindrops suddenly
Your shadow appears
Husayn
Let me feel you close again
Let my eyes drown in your rain
Husayn
Let me walk with you again
Let my eyes drown in your rain
Rain is falling
Telling about the dusty hair
And the eyes, which had stared
At the children dragging their feet in chains
As I walk in the streets
The rain soaks me with your stories
It washes my eyes and now I can
See your memories
As I walk, your scent fills the air
And I hear your steps grow near
And between raindrops suddenly
Your shadow appears
Husayn
Let me feel you close again
Let my eyes drown in your rain
Husayn
Let me walk with you again
Let my eyes drown in your rain
In your rain
In your rain
In your rain
In your rain
متن ترانه Someone From the Heavens
I’ve trusted you a thousand times
But you always bring me back to the same place
My heart is moaning, but you can't hear
What do you care about me, except my face?
You think you know everything
You think you’re enough
But sometimes a tiny virus ruins your life
You have so many heroes, but only in movies
I’ve tried all you said
Is there any way left to save me?
I need someone from the heavens
Who can heal my soul and not just my body
I need someone from the heavens
Who can make me free and not just happy
Today is over and I’m alone again
You show me a new movie, but then everything’s the same
You give me small pills and push me to sleep
But you can't change my dreams; they’re too deep
You think you know everything
You think you’re enough
But sometimes a tiny virus ruins your life
You have so many heroes, but only in movies
I’ve tried all you said
Is there any way left to save me?
I need someone from the heavens
Who can heal my soul and not just my body
I need someone from the heavens
Who can make me free and not just happy
Someone from the heavens
The heavens
I need someone from the heavens
Who can heal my soul and not just my body
I need someone from the heavens
Who can make me free and not just happy
Someone from the heavens
The heavens
متن ترانه Shelter
When the eyes are dazzled
And the moon is eclipsed
And the sun and the moon
Are joined together
When the sky is shattered
And the stars are scattered
On that difficult day you will say:
To where can I run away?
But there is no shelter
Do you think you’ll be left alone?
There is no shelter
Except in the arms of your Lord
In the arms of your Lord
When the mountains are set moving
And burning flames fill the seas
And the earth is shaken violently
And relates her hidden stories
Nothing can help you, nothing can give you light
Except your heart - a sound pure heart
On that difficult day you will say:
To where can I run away?
But there is no shelter
Do you think you’ll be left alone?
There is no shelter
Except in the arms of your Lord
In the arms of your Lord
In the arms of your Lord
In the arms of your Lord
In the arms of your Lord
متن ترانه Freer Than the Wind
My heart, hotter than the sun
My feet, freer than the wind
And with your love, death for me
Is sweeter than honey
My arms, harder than the rocks
My soul, lighter than the clouds
And with your love, death for me
Is sweeter than honey
Every armor he tried
Was like a large cage
For his young body
So he charged into
The battlefield
Restless, fearless and free
Racing on a horse
His white clothes
Were waving in the wind
He was spinning a sword
Repeating a word
And loudly chanting
My heart, hotter than the sun
My feet, freer than the wind
And with your love, death for me
Is sweeter than honey
My arms, harder than the rocks
My soul, lighter than the clouds
And with your love, death for me
Is sweeter than honey
Rows of angels
Following behind
And packs of wolves ahead
Waiting to hunt
The earth shook
Under his feet
He was only thirteen
But nothing could stop him
Racing on a horse
His white clothes
Were waving in the wind
He was spinning a sword
Repeating a word
And loudly chanting
My heart, hotter than the sun
My feet, freer than the wind
And with your love, death for me
Is sweeter than honey
My arms, harder than the rocks
My soul, lighter than the clouds
And with your love, death for me
Is sweeter than honey
متن ترانه Wake Me Up
Give me something real
Even bitter, even hard
End this illusion
Even if it’s a beautiful love
Who is inside the mirror?
I wanna face it, turn on the light
Show me who I am
Even if it breaks my heart
Wake me up
Wake me up
Give me something real
Even a wound, even pain
End this illusion
Before there's no time to change
Who is under my skin?
Take your blade, turn on the light
Show me who I am
Even if it breaks my heart
Wake me up
Wake me up
Don’t have any mercy on me
Go ahead and break my heart
Don’t have any mercy on me
Go ahead and break my heart
Wake me up
Wake me up
متن ترانه آشوبم
تنها تویی تو که می تپی به نبض این رهایی
تو فارغ از وفور سایه هایی
باز آ که جز تو
جهان من حقیقتی ندارد
تو میروی که ابر غم ببارد
به سمت ماندنت راهی، نمی شوی چرا گاهی
ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها
شمرده تر بگو با من ، حروف رفتنت تا من
بگیرم از دلت همه بهانه ها را
آشــــــــــــــــــــــــوبم، آرامشم توئی
به هر ترانه ای سر می کشم توئی
سحر اضافه کن به فهم آسمانم
آشــــــــــــــــــــــــوبم، آرامشم توئی
به هر ترانه ای سر می کشم توئی
بیا که بی تو من غم دو صد خزانم
بگذار ، بگویم
که از سراب این و آن بریدم
من از عطش ، ترانه آفریدم
به سمت ماندنت راهی، نمی شوی چرا گاهی
ستاره هدیه کن به مشت پوچ شب ها
شمرده تر بگو با من ، حروف رفتنت تا من
بگیرم از دلت همه بهانه ها را
آشــــــــــــــــــــــــوبم ، آرامشم توئی
به هر ترانه ای سر می کشم توئی
بیا که بی تو من غم دو صد خزانم
متن ترانه مرا به خاطرت نگه دار
باز امشب دل من غرق گله شد
بی تاب و بی رمق بی حوصله شد
دردا که دوری دردا
ای آرزوی فردا توبیا تو بیا
نداری خبر ز حال من نداری
که دل به جاده می سپاری
سحر ندارد این شب تار
مرا به خاطرت نگهدار
از من دیگر بصری در آینه نیست
پیدا کن تو مرا این فاصله چیست
ای معنی شعرِ ترِ من
پرواز جاری در پر من
تو بیا تو بیا
سرگردانم بر سرِ کویت
شب میبارد از سرِ مویت
نداری، خبر ز حال من نداری
که دل به جاده می سپاری
سحر ندارد این شب تار
مرا به خاطرت نگهدار
متن ترانه هندسه
هرگوشه ای از شورِ آواز من پیدا می شود قصیده ی تو
نورِ باورِ پرواز تا به ناکجا تابیده شد به جان ز دیده ی تو
طلوعِ نگاه شروعِ شراب از مُختصاتِ نامِ توست
ایمانِ من در حلقه ی هندسه ی اندامِ توست
نامت از ازل شکُفته بر لب
نقره می زند رُخِ تو بر شب
کاش این ماجرا به سرنیاید
شاهی بی گُمان به مَسند دل
نجوا می کنی امید ساحل
کاش این ماجرا به سر نیاید
ببار ای ابرِ مِی اندود من مستانه ام کن
بسوز اندیشه را از بیخ و بُن دیوانه ام کن
چو رودی بر روانم شو روان ای دولتِ شعر
بکَن تن را ز من من را ز جان جانانه ام کن
متن ترانه باران تویی
از آسمانم ماتم ببارد
هراس بی تو ماندنم ادامه دارد
نمی نویسم ترانه بی تو
چگونه پر کشد خیال واژه بی تو
به لب رسیده جان کجایی کجایی
که برده طاقتم جدایی
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که بی مه تو من
هوای پر زدن ندارم
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که در ره تو من
نفس بریده در گزارم
مگر ندانی چو از تو دورم
بی راهه ای خموش و تار
بی عبورم
نمی توانم دگر بگویم
که من اسیر این خزان تو به تویم
به لب رسیده جان کجایی کجایی
رهی نمانده تا رهایی
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که بی مه تو من
هوای پر زدن ندارم
باران تویی به خاک من بزن
باز آ ببین که در ره تو من
نفس بریده در گزارم
باران تویی به خاک من بزن
بازآ ببین که بی مه تو من
هوای پر زدن ندارم
متن ترانه زن دیوانه
با توام پنجره هان رونقِ این خانه چه شد
آن زنِ دیوانه که رفت آن مردکِ دیوانه چه شد
از مرد شب آواره بگو بگو خورشید شبش کجاست
از تسـبیحِ عاشقانه ها بگو دانه به دانه چه شد
آه خواب آلودگی بی تو در چشمِ عاشق نیاید
تنها ماندم کسی جز تو شاید نشاید که آید
پیدا شو شعله کن جانِ پروانه را
عمرِ دیوانه دیری نپاید
کجا می روی کمی بمان عشق
زمینم نزن از آسمان عشق
بیا به باران تکیه کن قدم قدم این پرسه را
بیا بگیر از چهره ام غم و شب و تب هر سه را
مرا به طوفان داده ای خودت کجایی
متن ترانه کلاغ
هوا آن سوی چشمانم بارانیست
سکوتم تحفه رنجی پنهانیست
به شب آغشته می ماند خورشیدم
فراز تپه ای ماهی پیدا نیـست
صدایی از درون با من می گوید
شروعِ فصلِ بی رحم تنهاییست
پـر می زند بر بامم سیاهِ کلاغ و شب
به ویرانه ها می مانم خانه بی چراغ و تب
می سوزدم می کوبد به در دست سرد باد
جز رفتنت تصویری نمی آورم بـه یـاد
هوا آن سوی چشمانم بارانیست
سکوتم تحفه رنجی پنهانیست
هوا را پنجه می سایم، می بینی
نفس اطرافِ دستانم پیدا نیست
متن ترانه عاشقانه تنهاست
با تو رسیده ام به شبی ابدی
آه تو کوچه کوچه مرا بلدی
من به جز آبیِ نگاهت آسمانی نمی شناسم
تا تو سرگرم روزگاری از نفس بی تو می هراسم
رد شو از قاب لحظه هایم دیده شو عاشقانه تنهاست
رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوز سرماست
مرا باور کنی یا نه تویی پایانِ ویرانی
چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی
با تو رسیده ام به شبی ابدی
آه تو تار و پود مرا بلدی
آه نمی رود ز یادم تمام خاطراتی که عاشقانه سر شد
متن ترانه حرفی بزن
حرفی بزن تو ای درد آشنا
می شکنی چرا قلب مرا
منی که عمری پا به پای تو دویده ام وای
منی که جز عشقت ، گلی دگر نچیده ام وای
ندارم بُغضی از تقدیر
از این دورانِ دور و دیر
خدا می داند
سپردم هرچه هست هستی
به دستت ای میِ مستی
خدا می داند
متن ترانه خوشا به من
خوشا به من که دستِ تو پرواز هدیه می کند
خوشا به تو که عاشقت صد بارگریه می کند
خوشا که قامتم رِسَد به میوه ی خیال تو
رسیده ای نچینمت منم حریفِ کالِ تو
می نوشم از چشمانِ تو
جُرعه به جُرعه شعرِ نو
حافظه ی دستانِ من
پـر شده از دامانِ تو
متن ترانه شبیه یک مرداب
چه می بینی بگو با من چقدر راه مانده تا جاده
به شیب شب سرازیرم عطش می زاید این باده
دریـغـا از عشـق درایـن شــامِ شـوم
که کوچه می گرید ستاره ها مغموم
ترانه بی رونق به کنجِ غم محکوم
ای داد و ای فریاد از این شب بی خواب
که غُصّه می پاشـد به خلوتم مهتاب
منم سُکونی گس شـبیهِ یک مرداب
نمی دانم چـه شـد دسـتم رها کردی
نمی دانی به کارِ دل چه ها کردی
متن ترانه در حسرت ماه
سـربذار روی شـونه هام
تا بگم آروم از غُصّه هام
تا بگم چی اومد به سـرم
رفت چرا نازنیـن دلبــرم
عیش وشراب ومستی کارِ ما بود
عشق وخدا وهستی یارِ ما بود
اما شد رنگِ زمستون نو بهارِ ما
بَزمِ مهر وجنون در دل به پا بود
سینه لبریز ازشور ازوفا بود
اما غم آمد به قلبم ای خدا چرا
سوختم سوختم من از غم
دلِ او پیِ یارِ دیگری بود
که عمرِ رویای من به سررسید
باختم باختم من به او
همه ی عمرِ دلدادگی رو
که غربت به خانه ام سرک کشید
خسته ام از دست روزگار
آسمان تو هم با من ببار
چشم من مونده خیره به راه
من شبم در حسرتِ ماه
عیش وشراب ومستی کارِ ما بود
عشق وخدا وهستی یارِ ما بود
اما شد رنگِ زمستون نو بهارِ ما
بَزمِ مهر وجنون در دل به پا بود
سینه لبریز ازشور ازوفا بود
اما غم آمد به قلبم ای خدا چرا
متن ترانه قطار
جاری شو سپردمت به جاده های رها
به عمـقِ باران به روحِ آینه ها
مائیـم و صراحتِ کهنه تازه شدن
بـبین به چشمت زوالِ خاطره را
من و این بی زبانی
به راهیم بی نشانی
فرضم کن ستاره ای بر بام ترانه گفتن
فرضم کن جوانه ای بیزار از خزان خفتن
کاش جا نماند از قطارش آرزویت
کاش پـا بگیرد راه و رفتن روبرویت
متن ترانه دلم تنگه
تو بیا از روزای رنگی بگو از رسیدن بعد دلتنگی بگو
از نور بعد شب خوب بعد بد از اینکه با کسی نمیجنگی بگو
از رنگین کمون بعد بارون آروزی هر دوتامون از امید توی قلبا از روشنی صبح فردا
دلم تنگه زمستونه سفر رفتی بیا خونه
که این روزا نمیمونه که سختی میره از خونه
از طلوع سرخ یه صبح امید میشه زندگی رو از تو چشم تو دید
میشه قطره بود و باهم دریا بشیم زمین خوردیم سر پا بشیم
ریشه ما توی خاک خونس جوونه زدیم و این نشونس
بذر عشقه توی باغچه ها آروزومونه بشیم یه روز کاشکی ما
دلم تنگه زمستونه سفر رفتی بیا خونه
که این روزا نمیمونه که سختی میره از خونه
دلم تنگه زمستونه سفر رفتی بیا خونه
که این روزا نمیمونه که سختی میره از خونه
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.








پیشواز ایرانسل







