

- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
مهدی یراحی
متن ترانه اهواک
متروس اهموم و ما ابچی
پر از دردم، اما اشک نمی ریزم
محتاج ادموعی اویاک احچی
برای حرف زدن با تو به اشکهایم محتاجم
ویّاک … اهواک
با تو هستم … تو را می خواهم
مشتاگ و مکسور اجناحی
شوق پرواز دارم اما بالم شکسته
و حُبّک هَوّنلی اجراحی
و تنها عشق تو مرهمی ست بر زخمهایم
ویّاک … اهواک
با تو هستم … تو را می خواهم
ما انسی هواک اللّی ابراسی
عشقی که از تو در سرم هست را هرگز از یاد نخواهم برد
انت احلی شعوری و احساسی
چرا که تو زیباترین درک و احساس منی
اهواک … ویاک
جز تو را نمیخواهم … با تو هستم
دایماً معناک ابراسی ایدور
معنای تو همواره ذهن مرا در می نوردد
مثل اغنیّه بشفاف الهور
همچون میلاد ترانهای موّاج بر لب «هور»
ویاک … اهواک
با تو هستم …. تو را می خواهم
لا یغمر عینی الّیل لایهزمنی النّسیان
نه شبها چشمانم را می ربایند
و نه فراموشی شکستم می دهد
ارضک خلّتنی اشتاگ غیرک ما اهوه اوطان
خاک تو اینگونه عاشقم خواست
و جز تو به هیچ موطنی مشتاق نیستم
خلّینی ابدنیاک ابقی لو دنیه امن الاحزان
بگذار در دنیایت باقی بمانم
هرچند که دنیایی مملو از اندوه است
ریت الگاک امن اجدید و اترک خلفی الاوهام
کاش از نو تو را بیابم و اوهام را فراموش کنم
یالحُبّک ساکن روحی و ما تمحیها الایّام
ای که عشقت بر روحم خیمه زده
و هرگز گذر روزگار آن را محو نخواهد کرد
بُکره انغنّی اویه الغیم و ایّام الغربه اتفوت
فرداست که با ابرها ترانه بخوانیم
و روزگارِ تلخ غربت تمام شود
لعیونک ناذر عمری و بحضانک اهوه الموت
عمر و جانم را نذر چشمانت کردهام
و مرگ را تنها در آغوش تو می خواهم
لا یغمر عینی الّیل لایهزمنی النّسیان
نه شبها چشمانم را می ربایند
و نه فراموشی شکستم می دهد
ارضک خلّتنی اشتاگ غیرک ما اهوه اوطان
خاک تو اینگونه عاشقم خواست
و جز تو به هیچ موطنی مشتاق نیستم
خلّینی ابدنیاک ابقی لو دنیه امن الاحزان
بگذار در دنیایت باقی بمانم
هرچند که دنیایی مملو از اندوه است
متن ترانه طلوع میکنم
طلوع میکنم اگر منتظر
شنیدنی اگرچه بعد زخم ها
نمانده از منم منی
طلوع میکنم که تو
از این خراب تر شوی اگر چه دور رفته ای بلرزی و خبر شوی
طلوع میکنم میان گله های گرگ تر در آتش ترانه ای مهیب تر بزرگ تر
اگر تقاص پس گرفت اگر به سازمان نساخت اگر که روزگار بد مرا دوباره بد شناخت
گریز ناگزیر من از این خزان بهانه بود خود انتخاب کرده ام مفر من ترانه بود
چنان کنار مرگ خود شکنجه را قدم بزدم که هرکه کینه داشته از گذشته ام ببخشدم
لعنت به این صدای من میخواست حاشایم کند هربار گفتم محکمم لرزید رسوایم کند
طلوع میکنم میان گله های گرگ تر در آتش ترانه ای مهیب تر بزرگ تر
اگر تقاص پس گرفت اگر به سازمان نساخت اگر که روزگار بد مرا دوباره بد شناخت
طلوع میکنم طلوع میکنم طلوع میکنم
متن ترانه نمیشه ادامه داد
حتی فکرشم نکن نمیشه ادامه داد
تا میام ببخشمت همه چی یادم میاد
میدونی حق با منه پس به اول برنگرد
وقتی اصرارم به عشق چیزیو عوض نکرد
حتی فکرشم نکن نمیشه ادامه داد
تا میام ببخشمت همه چی یادم میاد
نگو بیرحم شدم واسه من که ساده نیست
نگو بار آخره اولین بارت که نیست
اولین بارت که نیست...
مگه ترس از شکست کمتر از شکستنه
به خودت دروغ نگو میدونی حق با منه
کاری کردی بعد تو دل نبندم به کسی
جای من باشی توام به همین جا میرسی
حتی فکرشم نکن نمیشه ادامه داد
تا میام ببخشمت همه چی یادم میاد
نگو بیرحم شدم واسه من که ساده نیست
نگو بار آخره اولین بارت که نیست
اولین بارت که نیست...
حتی فکرشم نکن نمیشه ادامه داد
تا میام ببخشمت همه چی یادم میاد
نگو بیرحم شدم واسه من که ساده نیست
نگو بار آخره اولین بارت که نیست
اولین بارت که نیست...
متن ترانه تلقین
تن دادم به این تنهایی
نیستی اما حس میکنم اینجایی
میخوام اما سختمه پاشم
باید چند وقت تو حال خودم باشم
صبرم کمه بگو این چندمین شبه
تا کی باید تلقین کنم همه چی مرتبه
تنها دلخوشیم اینه
حالا که نیستی پیشم
که با هر نفس که میکشم
بهت نزدیکتر میشم
تنها دلخوشیم اینه
حالا که نیستی پیشم
که با هر نفس که میکشم
بهت نزدیکتر میشم
صبرم کمه بگو این چندمین شبه
تا کی باید تلقین کنم همه چی مرتبه
تنها دلخوشیم اینه
حالا که نیستی پیشم
که با هر نفس که میکشم
بهت نزدیکتر میشم
تنها دلخوشیم اینه
حالا که نیستی پیشم
که با هر نفس که میکشم
بهت نزدیکتر میشم


- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شما اولین نظر را بنویسید.











پیشواز ایرانسل


































