شعر

شعر

توسط سروش
24 دنبال کننده139 آهنگ (05:19:10)
#عنوان
1
سرود برای مرد روشن که به سایه رفت - احمد شاملو و فریدون شهبازیان
سرود برای مرد روشن که به سایه رفت
02:47
2
ترانه ی بزرگترین آرزو - احمد شاملو و فریدون شهبازیان
پیشواز ایرانسل
04:07
3
تو را دوست می دارم - احمد شاملو و فریدون شهبازیان
پیشواز ایرانسل
01:36
5
محاق - احمد شاملو و فریدون شهبازیان
پیشواز ایرانسل
01:49
10
اسرار ازل را نه تو دانی و نه و من - احمد شاملو
اسرار ازل را نه تو دانی و نه و من
01:05
11
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست - احمد شاملو
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
04:49
12
من بی می ناب زیستن نتوانم - احمد شاملو
من بی می ناب زیستن نتوانم
01:54
13
از آمدنم نبود گردون را سود - احمد شاملو
از آمدنم نبود گردون را سود
01:19
14
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم هیچ - احمد شاملو
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم هیچ
02:02
15
اسرار ازل را نه تو دانی و نه و من - احمد شاملو
اسرار ازل را نه تو دانی و نه و من
01:05
16
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست - احمد شاملو
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
04:49
17
من بی می ناب زیستن نتوانم - احمد شاملو
من بی می ناب زیستن نتوانم
01:54
18
از آمدنم نبود گردون را سود - احمد شاملو
از آمدنم نبود گردون را سود
01:19
19
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم هیچ - احمد شاملو
بنگر ز جهان چه طرف بر بستم هیچ
02:02
20
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟ - احمد شاملو
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
02:22
21
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم - احمد شاملو
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
02:20
22
جامی است که عقل آفرین می زدنش - احمد شاملو
جامی است که عقل آفرین می زدنش
02:06
23
در کارگه کوزه گری بودم دوش - احمد شاملو
در کارگه کوزه گری بودم دوش
01:14
24
آنان که محیط فضل و آداب شدند - احمد شاملو
آنان که محیط فضل و آداب شدند
01:04
25
از جمله ی رفتگان این راه دراز - احمد شاملو
از جمله ی رفتگان این راه دراز
01:57
26
این قافله عمر عجب می گذرد - احمد شاملو
این قافله عمر عجب می گذرد
پیشواز ایرانسل
03:31
27
یاران به مرافقت چو دیدار کنید - احمد شاملو
یاران به مرافقت چو دیدار کنید
03:04
28
ساقی غم من بلند آوازه شده است - احمد شاملو
ساقی غم من بلند آوازه شده است
01:09
29
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است - احمد شاملو
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است
02:03
30
گویند که دوزخی بود عاشق و مست - احمد شاملو
گویند که دوزخی بود عاشق و مست
01:09
31
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه - احمد شاملو
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
01:01
32
قومی متفکرند اندر ره دین - احمد شاملو
قومی متفکرند اندر ره دین
02:28
33
من ظاهر نیستی و هستی دانم - احمد شاملو
من ظاهر نیستی و هستی دانم
01:23
34
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز - احمد شاملو
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
01:50
35
چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ - احمد شاملو
چون عمر به سر رسد چه بغداد و چه بلخ
02:21
36
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت - احمد شاملو
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت
01:36
37
گردون نگری ز قد فرسوده ی ماست - احمد شاملو
گردون نگری ز قد فرسوده ی ماست
01:09
38
از من رمقی به سعی ساقی مانده است - احمد شاملو
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
02:05
39
چون آمدنم به من نبد روز نخست - احمد شاملو
چون آمدنم به من نبد روز نخست
01:08
40
دوری که در او آمدن و رفتن ماست - احمد شاملو
دوری که در او آمدن و رفتن ماست
02:17
41
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم - احمد شاملو
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
01:15
42
تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم - احمد شاملو
تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم
01:14
43
صبح است دمی با می گلرنگ زنیم - احمد شاملو
صبح است دمی با می گلرنگ زنیم
02:41
44
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است - احمد شاملو
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است
01:56
48
شبانه - احمد شاملو
پیشواز ایرانسل
01:33
49
مهتاب - احمد شاملو
پیشواز ایرانسل
02:59
50
آی آدمها - احمد شاملو
پیشواز ایرانسل
05:10
51
در شب سرد زمستانی - احمد شاملو
در شب سرد زمستانی
پیشواز ایرانسل
02:00
52
مهتاب - احمد شاملو
پیشواز ایرانسل
02:59
53
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد - احمد شاملو
سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
03:27
54
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند - احمد شاملو
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
03:22
55
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار - احمد شاملو
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
03:04
56
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت - احمد شاملو
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
02:46
57
گداخت جان که شود کار دل تمام و،نشد - احمد شاملو
گداخت جان که شود کار دل تمام و،نشد
02:59
58
حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم - احمد شاملو
حجاب چهره ی جان می شود غبار تنم
02:18
59
زان یار دلنوازم شکری ست با شکایت - احمد شاملو
زان یار دلنوازم شکری ست با شکایت
02:50
60
یاری اندر کس نمی بینم،یاران را چه شد - احمد شاملو
یاری اندر کس نمی بینم،یاران را چه شد
پیشواز ایرانسل
03:01
61
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند - احمد شاملو
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
03:24
62
سمن بویان،غبار غم،چو بنشینند بنشانند - احمد شاملو
سمن بویان،غبار غم،چو بنشینند بنشانند
02:43
63
اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد - احمد شاملو
اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد
02:41
64
کارم ز دور چرخ به سامان نمی رسد - احمد شاملو
کارم ز دور چرخ به سامان نمی رسد
02:57
65
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم - احمد شاملو
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
02:34
66
روز هجران و شب فرقت یار آخر،شد - احمد شاملو
روز هجران و شب فرقت یار آخر،شد
02:55
67
تاب بنفشه می دهد طره ی مشک سای تو - احمد شاملو
تاب بنفشه می دهد طره ی مشک سای تو
02:45
68
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند - احمد شاملو
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
02:45
69
نسیم صبح سعادتبدان نشان که تو دانی... - احمد شاملو
نسیم صبح سعادتبدان نشان که تو دانی...
02:08
70
هوا خواه توام جانا،و می دانم که می دانی - احمد شاملو
هوا خواه توام جانا،و می دانم که می دانی
02:40
71
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی - احمد شاملو
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
02:40
72
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم... - احمد شاملو
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم...
03:00
73
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد - احمد شاملو
راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد
03:30
74
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو - احمد شاملو
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیشواز ایرانسل
02:36
75
در وصالت چرا بیاموزم - احمد شاملو
در وصالت چرا بیاموزم
پیشواز ایرانسل
01:53
76
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من - احمد شاملو
دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
پیشواز ایرانسل
03:14
77
وه چه بی درنگ و بی نشان که منم - احمد شاملو
وه چه بی درنگ و بی نشان که منم
پیشواز ایرانسل
03:02
78
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن - احمد شاملو
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
پیشواز ایرانسل
02:04
79
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن - احمد شاملو
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
پیشواز ایرانسل
02:44
80
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو،دیوانه شو - احمد شاملو
حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو،دیوانه شو
پیشواز ایرانسل
01:58
81
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون - احمد شاملو
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
01:36
82
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم - احمد شاملو
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
02:39
83
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست - احمد شاملو
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
پیشواز ایرانسل
05:30
84
بمیرید،بمیرید در این عشق بمیرید - احمد شاملو
بمیرید،بمیرید در این عشق بمیرید
پیشواز ایرانسل
02:17
85
زهی عشق،زهی عشق که ماراست خدایا - احمد شاملو
زهی عشق،زهی عشق که ماراست خدایا
پیشواز ایرانسل
02:30
86
تلخی نکند شیرین ذقنم - احمد شاملو
تلخی نکند شیرین ذقنم
پیشواز ایرانسل
01:56
87
مطرب مهتاب رو آنچه شنیدی مگو - احمد شاملو
مطرب مهتاب رو آنچه شنیدی مگو
پیشواز ایرانسل
03:09
88
یک خانه پر زمستان،مستان نو رسیدند - احمد شاملو
یک خانه پر زمستان،مستان نو رسیدند
پیشواز ایرانسل
02:16
89
یک خانه پر زمستان،مستان نو رسیدند جان جهان دوش کجا بودی - احمد شاملو
یک خانه پر زمستان،مستان نو رسیدند جان جهان دوش کجا بودی
پیشواز ایرانسل
01:47
90
ای یوسف خوشنام ما خوش می روی بر بام ما - احمد شاملو
ای یوسف خوشنام ما خوش می روی بر بام ما
پیشواز ایرانسل
02:10
91
دوش چه خورده ای دلا،راست بگو،نهان مکن - احمد شاملو
دوش چه خورده ای دلا،راست بگو،نهان مکن
پیشواز ایرانسل
02:46
92
شد زغمت خانه سودا دلم - احمد شاملو
شد زغمت خانه سودا دلم
پیشواز ایرانسل
02:40
93
برون شو ای غم از سینه،که لطف یار می آید - احمد شاملو
برون شو ای غم از سینه،که لطف یار می آید
پیشواز ایرانسل
02:04
94
بیایید،بیایید که گلزار دمیده است - احمد شاملو
بیایید،بیایید که گلزار دمیده است
پیشواز ایرانسل
04:06
95
دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی... - خسرو شکیبایی
دو بازرگان خراسانی ملازم صحبت یکدیگر سفر کردندی...
04:10
96
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند... - خسرو شکیبایی
ده آدمی بر سفره ای بخورند و دو سگ بر مرداری با هم به سر نبرند...
01:01
97
سالی از بلخ بامیان ام سفر بود و راه از حرامیان پر خطر بود... - خسرو شکیبایی
سالی از بلخ بامیان ام سفر بود و راه از حرامیان پر خطر بود...
02:52
98
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت... - خسرو شکیبایی
عابدان جزای طاعت خواهند و بازرگانان بهای بضاعت...
00:38
99
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد... - خسرو شکیبایی
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد...
01:49
100
آوردند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود... - خسرو شکیبایی
آوردند که حاکمی عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود...
01:22
101
با طایفه ی بزرگان به کشتی در نشسته بودم... - خسرو شکیبایی
با طایفه ی بزرگان به کشتی در نشسته بودم...
01:48
102
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد... - خسرو شکیبایی
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد...
01:01
103
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد... - خسرو شکیبایی
اعرابی را دیدم در حلقه ی گوهریان بصره که حکایت همی کرد...
01:08
104
فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می سوخت... - خسرو شکیبایی
فقیری را شنیدم که در آتش فاقه می سوخت...
01:23
105
گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند... - خسرو شکیبایی
گروهی از حکما به حضور حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند...
01:36
106
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید... - خسرو شکیبایی
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر، هنر آموزید...
01:10
107
حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای... - خسرو شکیبایی
حاتم طایی را گفتند: از خود بزرگ همت تر در جهان دیده ای...
01:15
108
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید... - خسرو شکیبایی
جوانمردی را در جنگ تاتار جراحتی هولناک رسید...
01:55
109
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال... - خسرو شکیبایی
مال از بهر آسایش عمر است، نه عمر از بهر گرد کردن مال...
01:12
110
مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کرم... - خسرو شکیبایی
مالداری را شنیدم که به بخل چنان معروف بود که حاتم طایی در کرم...
02:49
111
مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست... - خسرو شکیبایی
مردکی را چشم دردی گرفت. طبیب خواست...
01:28
112
مردی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی... - خسرو شکیبایی
مردی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی...
00:54
113
مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت... - خسرو شکیبایی
مهمان پیری شدم در دیاری بکر که مال فراوان داشت...
01:52
114
نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت... - خسرو شکیبایی
نوجوانی را دیدم که عقل و کیاستی و فهم و فراستی زایدالوصف داشت...
01:48
115
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده... - خسرو شکیبایی
هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده...
01:10
116
پادشاهی که به کشتن اسیری اشارت کرد... - خسرو شکیبایی
پادشاهی که به کشتن اسیری اشارت کرد...
02:27
117
پادشاهی را مهمی پیش آمد. گفت... - خسرو شکیبایی
پادشاهی را مهمی پیش آمد. گفت...
01:44
118
پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که... - خسرو شکیبایی
پارسایی بر یکی از سلاطین نعمت گذر کرد که...
01:52
119
پارسا زاده ای را نعمت بی کران از ترکه ی عمان به دست افتاد... - خسرو شکیبایی
پارسا زاده ای را نعمت بی کران از ترکه ی عمان به دست افتاد...
02:58
120
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است... - خسرو شکیبایی
پیش یکی از مشایخ گله کردم که فلان به فساد من گواهی داده است...
00:48
121
روزی به غرور جوانی سخت رانده و شبانگه به پای کریوه ای سست مانده بودم... - خسرو شکیبایی
روزی به غرور جوانی سخت رانده و شبانگه به پای کریوه ای سست مانده بودم...
01:25
122
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد... - خسرو شکیبایی
پیاده ای سر و پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه به در آمد و همراه ما شد...
01:37
123
صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد... - خسرو شکیبایی
صیادی ضعیف را ماهی قوی به دام اندر افتاد...
01:35
124
شخصی مهمان پادشاه بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که عادت او بود... - خسرو شکیبایی
شخصی مهمان پادشاه بود. چون به طعام بنشستند کمتر از آن خورد که عادت او بود...
01:31
125
توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با مسکین بچه ای مناظره در پیوسته... - خسرو شکیبایی
توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با مسکین بچه ای مناظره در پیوسته...
01:27
126
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست... - خسرو شکیبایی
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست...
01:10
127
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز... - خسرو شکیبایی
یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز...
01:37
128
یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد... - خسرو شکیبایی
یکی از بزرگان گفت پارسایی را: چه گویی در حق فلان عابد...
01:12
129
یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند... - خسرو شکیبایی
یکی از حکما پسر را نهی همی کرد از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند...
01:01
130
یکی از حکما را شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر... - خسرو شکیبایی
یکی از حکما را شنیدم که می گفت: هرگز کسی به جهل خویش اقرار نکرده است مگر...
01:02
131
یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت حضرت محمد مصطفی... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت حضرت محمد مصطفی...
02:13
132
یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک عرب رنجور بود در حالت پیری و امید زندگانی قطع کرده...
01:23
133
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عادت ها کدام فاضل تر است... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید: از عادت ها کدام فاضل تر است...
00:48
134
یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که... - خسرو شکیبایی
یکی از ملوک خراسان، محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که...
03:42
139
شبانه - احمد شاملو
پیشواز ایرانسل
01:33
5 از 5 (از مجموع 2 امتیاز)
نظرات

شما اولین نظر را بنویسید.

ورود / ثبت نام