

0 از 5 (از مجموع 0 امتیاز)
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
شیرین غزل
#عنوان
1


شیرین غزل
03:21
متن ترانه شیرین غزل
این خاطرات ناگریز جانی ز جانم برده است
آنقدر مرا آزورد که هیچ نایی نمانده
خواهم تو را از یاد برم با خاطرات کهنه را
هر جا ز تو بینم نشان جایی نمانده
ای شیرین غزلم بنشین در نظرم
کمی نگاه تو مرا آرام جان است
ای تو آب روان من چون برگ خزان
مرا ببر که روح من در تو روان است
گر نباشی من ندانم که چه باید بکنم
سخت است این قصه را بی تو روایت بکنم
گر نمانی در کنارم هیچ نماند غیر هیچ
غرق در این همه هیچ بی تو چه باید بکنم؟
ای شیرین غزلم بنشین در نظرم
کمی نگاه تو مرا آرام جان است
ای تو آب روان من چون برگ خزان
مرا ببر که روح من در تو روان است
0 از 5 (از مجموع 0 امتیاز)
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
- ★★
از همین هنرمند
در همین سبک
نظرات
شما اولین نظر را بنویسید.
ورود / ثبت نام









